تحولات منطقه

 از بست شیخ طوسی سرک می‌کشم و سلام نصف و نیمه‌ای به حضرت می‌دهم و هنوز کمر به نشانه ادب خم نشده شروع به دویدن میان انبوه جمعیت زائران می‌کنم. به سرعت خودم را به صحن آزادی و بعد صحن بعثت می‌رسانم.

از روایت حداد عادل درباره پروفسور حسابی تا جایگزینی ایران به جای رژیم صهیونیستی
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

از بست شیخ طوسی سرک می‌کشم و سلام نصف و نیمه‌ای به حضرت می‌دهم و هنوز کمر به نشانه ادب خم نشده شروع به دویدن میان انبوه جمعیت زائران می‌کنم. به سرعت خودم را به صحن آزادی و بعد صحن بعثت می‌رسانم و شماره رابط مراسم را می‌گیرم تا راهی راه‌پله‌های تالار شیشه‌ای قدیم یا همان تالار ولایت جدید شوم.
اما به محض دیدن صف دانش‌آموزان و دانشجویان بی‌اختیار می‌ایستم و با افتخار نگاهشان می‌کنم. اتوکشیده آمده‌اند اما شور و شوق دانش‌آموزی همچنان همراهشان است. جمعی ۶۰نفره؛ ترکیبی از ۲۸رتبه برتر کنکور سراسری و ۳۲مدال‌آور المپیادهای علمی جهانی که حالا پابه‌پای هم قد کشیده و در صف ایستاده‌اند.
خادمی کنار پرده فیروزه‌ای قبل از تالار ولایت ایستاده و به محض شنیدن اسم و فامیل، با خودکار روی لیستش تیک تأیید می‌زند. نمی‌خندد اما چندان هم جدی نیست.
همه راهی پله‌های دلباز منتهی به تالار می‌شویم و روی صندلی‌ها می‌نشینیم.
دوباره به چهره‌ها دقت می‌کنم. سرهای ژل‌زده و روسری‌های رنگی و چادرهای مشکی که اکثریت پوشش را تشکیل می‌دهند، ترکیب این روزهای جامعه نباشد ترکیب زائران هست.
دختری روی صندلی‌های ردیف جلو با شروع سخنرانی یک مسئول و گزارش کارش، ریزریز می‌خندد؛ لابد باور نمی‌کند. باز هم طبیعی است. دکتر طالبی از چرخش نگاه مدیریت فعلی به سمت کارهای علمی کنار خدمات زائران می‌گوید و ظرفیت دانشگاه‌های رضوی و امام رضا(ع) را برای این بچه‌ها ردیف می‌کند.
نفرات برگزیده یکی‌یکی می‌آیند و صحبت و تشکر می‌کنند و پیشنهاد می‌دهند.
خیلی دوست داشتم آن دختری که گاهی به صحبت‌های مسئولان می‌خندید هم پشت تریبون می‌رفت تا فضا از تعارفات رسمی کمی فاصله بگیرد و برخی نگفته‌هایشان را بلندتر بگویند.
در همین فکر بودم که مجری جوان که ظاهراً خودش از نخبگان سال‌های گذشته بود آمار جالبی ارائه کرد:
پارسال در المپیاد فیزیک ۱۱مدال طلا گرفتیم و امسال در این شرایط ۲۰مدال طلا! و جالب اینکه نماینده ایران در کمیته ریاضی طراح سؤال شد و نماینده رژیم صهیونیستی را از این سمت کنار گذاشتند! البته آمارهای رسمی باشگاه دانش‌پژوهان هم روی عدد ۱۸طلای جهانی در سال ۲۰۲۶ تأکید داشت و اینکه بچه‌های نجوم و اخترفیزیک با درو کردن پنج مدال طلا، برای سومین سال پیاپی قهرمان بلامنازع دنیا شده‌اند. هر چه بود، جهش عجیب و غرورآفرینی در دل این روزهای پرالتهاب بود.
هلیا خدابنده‌لو، دارنده مدال برنز جغرافیا هم خاطرات جالبی تعریف می‌کرد. می‌گفت خیلی‌ها با تعجب از ما می‌پرسیدند شما در ایران حق تحصیل دارید؟! روایتش از پوستر تیم ایران با موضوع دریاچه ارومیه که رتبه اول دنیا را گرفته بود، نشان می‌داد این بچه‌ها فقط تست نزده‌اند؛ رفته‌اند تا تصویر واقعی ایران را وسط غبار رسانه‌ها به رخ دنیا بکشند. هلیا البته بی‌تعارف هم بود و یک مطالبه جدی وسط گذاشت؛ اینکه امکانات و منابع المپیاد نباید فقط در انحصار تهران و شهرهای بزرگ بماند و عدالت آموزشی باید به شهرستان‌ها هم برسد.
سه الی چهار مدال‌آور دیگر هم آمدند و نکاتشان را گفتند و نشستند. از زهرا قلی‌زاده، رتبه هفت کنکور انسانی که از گره‌ خوردن درس خواندنش با توسل به امام رضا(ع) می‌گفت و معتقد بود رتبه کنکور اگر به خدمت ختم نشود، به درد نمی‌خورد؛ تا حسین معصومی، دارنده دو طلای جهانی نجوم که دغدغه رفقایش را داشت. همان مدال‌آوران طلایی کشوری که پشت خط تیم ملی می‌مانند و به مرحله جهانی نمی‌رسند و به قول حسین، نباید رها شوند و استعدادشان بسوزد.
نوبت به صحبت‌های تولیت آستان قدس رضوی رسید. نکات ایشان هم حقیقتاً برای فهم معنای کرامت حضرت شنیدنی و دلچسب بود که باید در گزارش دیگری مفصل حقش را ادا کنم. فقط همین ‌قدر بگویم که ایشان خیلی ظریف دست گذاشت روی غرور احتمالی نخبگی؛ اینکه هوش و استعداد و خانواده دلسوز و معلم خوب، همه قطعات پازلی هستند که خدا کنار هم چیده و خیلی‌ها در حسرت یکی از این امکانات‌اند.
نوبت به سخنرانی دکتر حداد عادل رسید. همان اول سهمش از این جوایز متعدد را با گفتن این نکته که سنگ بنای اولیه سنت شرکت در المپیاد جهانی را من گذاشتم مشخص کرد و برای ادعایش خاطرات نخستین سفرها را نقل کرد.
از نخستین سفرهایی که پیش از رفتن، خدمت امام شهید می‌رسیدند تا خاطره اولین مقام‌ها در اولین سال حضور و در بحبوحه هشت سال جنگ تحمیلی. می‌گفت سال ۱۳۶۵، وقتی معاون وزیر آموزش و پرورش بوده، نخستین تیم ریاضی را بدون هیچ تجربه‌ای فرستاده‌اند هاوانای کوبا و بچه‌ها در میان ۴۲کشور، با مدال برنز و رتبه بیست‌وششم برگشته‌اند؛ خشت اولی که حالا به این قله رسیده.
در ادامه صحبت‌هایش نام پروفسور حسابی را آورد. گفت من شاگرد ایشان بودم و می‌دیدم در شرایطی که وزیر معارف (آموزش و پرورش و فرهنگ پیش از انقلاب) حتی فرق میان فیزیک، شیمی و ریاضی را نمی‌فهمید، دکتر حسابی چطور پای کشورش ایستاد و هفت نسل فیزیک‌دان تربیت کرد!
باز گفت بله عزیزان، این ماهواره‌ها و این موشک‌های نقطه‌زن و فناوری فضایی ما از زیر بته بیرون نیامده، این‌ها حاصل ایستادن یک انسانی از جنس شما پای کشور و ملتش است.
یک لحظه یاد دکتر حسابی و آن چهره افتاده و مظلوم افتادم و حس کردم چقدر بیشتر از چیزی که فکرش را می‌کردم به او مدیونم و مدیونیم. ایستادن یک نفر چقدر اثرگذار است، دیگر کسی نمی‌تواند بگوید من به تنهایی چکار می‌توانم بکنم. به نظرم خلاصه و چکیده کل این نشست این نکته حداد عادل بود که علم به تنهایی کفاف خوشبختی ما را نمی‌دهد. ممکن است شما بروید در خارج و بهترین زندگی مادی را برای خودتان بسازید اما هیچ تضمینی نیست که از شما و تلاش‌های شما در راستای کشتن کودکان، مردان و زنان هموطنتان استفاده نشود.
زندگی بدون معنا و معنویت و امام رضا(ع) هیچ ارزشی برای ادامه دادن ندارد. در موفقیت‌های شما مالیات انسان‌های مستضعف و محروم هم سهیم است، بنابراین علم شما زمانی ارزشمند است که در خدمت ملت مظلوم و رنج‌کشیده ایران قرار بگیرد. چنان‌که سنایی شاعر گفته است:
چو علم آموختی از حرص آن گه ترس کاندر شب
چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha